مشکل شما گرافیست های جوان اینه که همه چیز رو با هم قاطی میکنید خلاقیت به جای خود اما نه خراب کردن و از بین بردن کار
#2
ارسال شده توسط: طباطبایی
در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۳/۲۷ - ۱۵:۴۵
وقتی دیدم نوشتن خودکار نگاری گفتم باید کارهای جالبی باشه اما وقتی اومدم در گالری اصلا کلا از هرچی خودکاره زده شدم اینا چیه ؟ در حد خط خطی هم نیست
#3
ارسال شده توسط: هنرجو
در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۳/۲۸ - ۱۱:۵۶
با سلام و خسته نباشید به این طراح جوان آقای طراح قدیمی این جوان خلاق با دیدی متفاوت می خواهد به شما که گیر کردید در یک چهار چوب که به قول خودتان هر کس این از این چهار چوب بیرون برود در حال خراب کاریست امثال شماها هستند که چون خودشان کوچک هستند دنیای گرافیک را کوچک می بینند.آخر ما تا کی باید در این چهار چوب زندانی باشیم بیاید به جوانان خلاق بها دهیم ...
دوست عزیز آقای سیاوش خسته نباشید . در مورد این کارها نظراتی داشتم که مینویسم . در این نوع از اتود کردن که اغلب طراحان در هنگام پیش طرح از آن استفاده میکنند . طراح به دنبال پیدا کردن فرمی جدید - یا ایده ای جدید می گردد . در این روند کاری که در گالری خودکار نگاریهای شما دیده می شود . به نظر نمی آید شما به دنبال ترکیبی جدید باشید . همچنین ایده جدیدی در آنها دیده نمیشود . در نتیجه من بیننده احساس میکنم با خط خطی هایی مواجه هستم که از روی تفنن شکل گرفته اند . البته همه ما خط خطی هایی با این خصوصیات داریم ولی بعید میدانیم که از این خط خطی ها نمایشگاه بگذاریم . شاید وقتی خیلی معروف باشیم ویا خدای نکرده مرده این نوع خط خطی ها ارزش تاریخ نگاری پیدا کنند ولی در حال حاظر بیشتر دستاویزی برای این تفسیر میگردد که شما ... در هر صورت این را هم بگویم که در یکی دو تا از این طرح گونه ها به نظر ترکیب می تواند دارای خواص بصری مناسب باشد ولی در اکثر کارها به نظر ضعف ترکیب بندی قالب است .
آقای منطق عزیز خیلی لطف دارید که این کارها رو شایسته نقد نوشتن دانستید بسیار ممنون از نکته سنجی شما - عرض شود البته که چنین است و در واقع تلاش در این جهت است که کارهای صرفا خالص و بدون فکر، ایده، پیام و... انجام شود و بیشتر تاکید بر روی خود هندرایتینگ است که از روی خط معلی آقای عجمی و با تغییراتی توسط بنده انجام می گیرد - گمان می کنم که دوستان و از جمله شما همچنان در صدد یافتن معنا و پیام اخلاقی هستید متاسفانه یا خوشبختانه دقیقا من خواستم برای یک بار هم که شده فی البداهه کار شود ، هر چند با وجود این که من چیزی راجع به مدت زمان و نوع انجام کارها نمی گویم ولی این دلیل نمی شود که دوستان هم کم لطفی کنند... آقای منطق عزیز شما که مهارت بالایی دارید و سالها تجربه و دستان قوی، بهتر درک خواهید کرد باور بفرمایید که این چنین نوشتن (یا به زعم شما حتی این چنین بد نوشتن) با خودکار چندان هم آسوده نیست با اضافه کردن این نکته که در صفحات دیگر هم ذکر کردم و آن اینست که برای تشخیص ژانر کارها بهتره این کارها رو با خوشنویسی و موسیقی و یا شعر بداهه مقایسه و هم سنگ کنید... شما در هنگام دیدن یک تابلوی نقاشی-خط چه چیز را در آن تحسین می کنید؟ تکنیک و نوع اجرا و مهارت یا ایده؟ مضمون متنی که نوشته شده یا مهارت در اجرا ؟ رنگ ها یا نوع رنگ آمیزی ؟ آیا آنجا هم تفسیر می کنید که معنای این رنگ چیست یا هنگام شنیدن موسیقی سعی می کنید نت ها را در ذهنتان تفکیک کنید و آهنگساز را تایید یا بازخواست کنید ؟ چرا از این دید نگاه نمی کنید که ایجاد چنین خط خطی هایی مهارت و دقتی می خواهد که به هر حال شایسته توجه است ... آقای منطق اگر شما و دوستان از دیدن این کارها هیچ احساس نویی و تازگی و هیچ دریافت حسی و ذوقی ندارید من بسیار متعجب خواهم شد اما به همه حق می دهم... دوباره ذکر می کنم که این کارها نه پوستر و نه تصویرسازی و نه به قول آقایان تایپوگرافی و از همه مهم تر اتود هم نیست به هیچ عنوان قصد اجرای مجدد یا دوباره کارها با مثلا رایانه و... نیست در نتیجه اصلا و اساسا قرار نیست که فرمی جدید و یا ایده ای نو شکل بگیرد مهم این است که متن مورد نظر با تمام محدودیت ها و امکانات خودکار در جای خود و با توجه به نوع چینش حروف خاص این خط سامان بگیرد و چشم نوازی (که اگر داشته باشد) در نوع و احیانا مهارت در اجراست و دیگر این که شما هم اگر از این اتودها دارید ما که حرفی نداریم شما هم کارهایتان را نشان ما بدهید... ما نه معروف هستیم و نه فعلا فوت کرده ایم اما مطمئن باشید در همین زمانه هم هستند کسانی که خسته شده اند از تکرارها و می خواهند چیز نویی (ولو به نظر شما تفننی) ببینند... راستی هنگامی که نقاش تفننی نقاشی می کشد باید پرتره اش را به آتش کشید؟ اصلا اینها را به حساب نوعی پاپ آرت ایرانی بدانید... خوبست؟ بسیار تشکر
#8
ارسال شده توسط: IRAJ MEHDI KHANI
در تاریخ: ۱۳۸۷/۰۳/۳۱ - ۱۴:۰۱
ایده ی نو! پاپ آرت ایرانی! خسته شدن از کار تکراری! شما که نه میخواهید کارتان معنی داشته باشه نه فرم داشته باشه زیبایی هم که ندارد. خط معلی استاد عجمی رو با خط درهم بر هم و بی اصول خودتان مقایسه نکنید استاد عجمی خط رو آفریده با کمال زیبایی (چه به این کارهای بی اصول بی پایه بدون هیچ قوت و ضعف خطی) خط معلا به خاطر قوت و ضعف خطیش و به خاطر خلاق بودنش خط معلی شد شما سعی کنید کارهای خودتان را با استادان برجسته مقایسه نکنید. گرافیک و خلاقیت رااز استادان برجسته ایرانی خودمون یاد بگیرید: استاد ممیز ، استاد قباد شیوا ، استاد سعیدی ، استاد عابدینی ، استاد حقیقی ، استاد صیفوری ، استاد ادیبی و هزارن استاد دیگر یاد بگیر. شما که اینقدر خلاق هستید بروید با فکر خودتان یه فونت بیافرینید نه با فونت های استاد عابدینی یا با فونت های استاد عجمی. باتشکر
سلام مجدد... دوست عزیزم آقای سیاوش . سوال کردید که من در برخورد با یک نقاشی چگونه آن را بررسی میکنم . این نقطه خوبی برای شروع صحبت من است . بنده در برخورد با یک نقاشی یا به طور کلی یک تصویر به معنای عام، ابتدا سعی میکنم ببینیم از این تصویر خوشم می آید یا خیر .و در مرحله دوم از خودم سوال میکنم به چه دلیل از آن کار خوشم می آید و یا بالعکس . و معمولا از ابتدا متوجه ترکیب و سعی آفریننده در ایجاد سازمان خاص آن تصویر می گردم واز اینجاست که به حساسیتهای بصری که آفریننده با استفاده از آنها به خلق تصویر رسیدهو یا نرسیده است ، می رسم . اتفاقا بنده بسیار به موزیکالیته تصویر معتقدم . بنده معتقدم بیان و ظرف بیان، معمولا یا در جهت هماهنگی با یکدیگر پیش می روند و یا در جهت متضاد هم و به عمد . در این کارها حساسیتهای بافتی شما را فارغ از کل اثر دوست دارم و متنوع می بینم ، ولی کنکاشی در جهت ایجاد تنوع فرمی در آن احساس نمی کنم . و فارغ از معنای نوشته ها ،نمیتوانم حساسیتهای شما را به عنوان خالق اثر در جهت تنوع فرم کشف کنم . بیشتر احساس میکنم که ساخت این بافتها برای شما خوش آیند است و من هم به دلیل نقاش بودن همین حس را بسیار تجربه کرده ام . چیزی که مانع ارتباط گیری در این آثار با دیگران می کردد این است که چون خط در بین است، بیننده ناخودآگاه به دنبال ارتباط مضمون با شیوه اجرایی می گردد . حال فرق نقاشی و گرافیک را از نظر خودم میگویم . به نظر بنده حقیر، در گرافیک همیشه پای مخاطب و جنس تفکر آن در میان است. در نتیجه تمامی تلاشهای یک گرافیک دیزانر برای اقناع و جلب توجه مخاطب مشخص است . در صورتی که در یک اثر نقاشی نقاش مخاطب خاصی را در نظر ندارد و تنها در پی ایجاد ظرف و مظروفی جدید و شخصی است و فرض را بر این می گیرد که مخاطب اثر، خود اثر را پیدا کرده و تاثیر را با فیلتر ذهنی خود می پذیرد . نقد من به کار های شما از آنجا شروع می شود که شما مدیای خط را بستر کار خود قرار داده اید و در نتیجه پیامی را منتقل می کنید . و وقتی تعداد زیادی از کارهایتان را به نمایش می گذارید بیننده به دنبال روند آزمون و خطای شماست .ولی این آزمون وخطا را درک نمی کند، زیرا روندی را در آنها حس نمیکند . و در نهایت از نظر من هر تصویر فارغ از اینکه نقاشی است یا عکس و یا گرافیک باید دارای سازمانی از هارمونی ها و یا عدم هارمونی ها باشد . همانطور که یک موسیقی مثلا آلترناتیو با شکستن قاعده های زیبایی شناسی ، ایجاد نوع جدیدی از ریتم های لنگ و خوشایند یا نا خوشایند میکند . بنده این کنکاش شما برای آزادی و راحتی را درک میکنم ولی چیزی که متوجهش نمی شوم این است که آیا این آزادی ،شما را به نوعی از زیبایی شناسی میرساند یا خیر ؟ من به عنوان بیننده نتوانستم حساسیتهای شخصی شما را کشف کنم و شخصا ایراد را در کار کرد نامناسب تصویر و شیوه اجرای آن می بینم . در نهایت تمام این نوشته ها نظر من است که ممکن است شما را به فکر بیندازد و یا نه . ولی مهم این است که شما تلاش میکنید، پس خسته نباشید .
سلام به آقای منطق عزیز - تشکر از مباحث جالب شما به هر حال من متوجه نشدم که شما اساسا خلق نوع خاصی از هندرایتینگ رو پذیرفتید یا نه؟ به هر حال توجه شما رو جلب می کنم به کارهای دیگر من در این زمینه که اصلا به قول شما خط خطی ندارند و تنها نوشتار هستند (اگر موضوع نظر شما هاشورها هستند) بنابراین در نگاه اول من به دنبال خط نوشتاری نویی بودم و بعدتر هاشورها اضافه شدند... باز هم ممنون دوست عزیز ایرج مهدی خانی - احتمالا شما نیاز دارید که سری به سایت من بزنید در صفحه فونت ها شما می توانید 31 فونت طراحی شده من رو ببینید که به زودی تعداد بیشتری هم طراحی و اضافه خواهد شد - این که شما نمی خواهید و یا نمی توانید به غیر از هزاران! اساتید موجود چیز دیگری را ببینید مشکل من نیست... در مرود تایپ فیس و نه فونت آقای عابدینی هم در مقاله ای توضیح دادم و اگر می خواستم از آن استفاده کنم می کردم نیازی به اذن شما نیست...
نظرات
مشکل شما گرافیست های جوان اینه که همه چیز رو با هم قاطی میکنید خلاقیت به جای خود اما نه خراب کردن و از بین بردن کار
وقتی دیدم نوشتن خودکار نگاری گفتم باید کارهای جالبی باشه اما وقتی اومدم در گالری اصلا کلا از هرچی خودکاره زده شدم
اینا چیه ؟ در حد خط خطی هم نیست
با سلام و خسته نباشید به این طراح جوان
آقای طراح قدیمی این جوان خلاق با دیدی متفاوت می خواهد به شما که گیر کردید در یک چهار چوب که به قول خودتان هر کس این از این چهار چوب بیرون برود در حال خراب کاریست امثال شماها هستند که چون خودشان کوچک هستند دنیای گرافیک را کوچک می بینند.آخر ما تا کی باید در این چهار چوب زندانی باشیم بیاید به جوانان خلاق بها دهیم ...
واقعا لذت بردم. عالی بودند
دوست عزیز آقای سیاوش خسته نباشید .
در مورد این کارها نظراتی داشتم که مینویسم .
در این نوع از اتود کردن که اغلب طراحان در هنگام پیش طرح از آن استفاده میکنند . طراح به دنبال پیدا کردن فرمی جدید - یا ایده ای جدید می گردد . در این روند کاری که در گالری خودکار نگاریهای شما دیده می شود . به نظر نمی آید شما به دنبال ترکیبی جدید باشید . همچنین ایده جدیدی در آنها دیده نمیشود . در نتیجه من بیننده احساس میکنم با خط خطی هایی مواجه هستم که از روی تفنن شکل گرفته اند . البته همه ما خط خطی هایی با این خصوصیات داریم ولی بعید میدانیم که از این خط خطی ها نمایشگاه بگذاریم . شاید وقتی خیلی معروف باشیم ویا خدای نکرده مرده این نوع خط خطی ها ارزش تاریخ نگاری پیدا کنند ولی در حال حاظر بیشتر دستاویزی برای این تفسیر میگردد که شما ...
در هر صورت این را هم بگویم که در یکی دو تا از این طرح گونه ها به نظر ترکیب می تواند دارای خواص بصری مناسب باشد ولی در اکثر کارها به نظر ضعف ترکیب بندی قالب است .
اقای سیاوش
فكر نمی كنید اینهمه نظر مخالف از روی غرض ورزی باشد. چرا حذفشان نمی كنید
آقای منطق عزیز خیلی لطف دارید که این کارها رو شایسته نقد نوشتن دانستید بسیار ممنون از نکته سنجی شما - عرض شود البته که چنین است و در واقع تلاش در این جهت است که کارهای صرفا خالص و بدون فکر، ایده، پیام و... انجام شود و بیشتر تاکید بر روی خود هندرایتینگ است که از روی خط معلی آقای عجمی و با تغییراتی توسط بنده انجام می گیرد - گمان می کنم که دوستان و از جمله شما همچنان در صدد یافتن معنا و پیام اخلاقی هستید متاسفانه یا خوشبختانه دقیقا من خواستم برای یک بار هم که شده فی البداهه کار شود ، هر چند با وجود این که من چیزی راجع به مدت زمان و نوع انجام کارها نمی گویم ولی این دلیل نمی شود که دوستان هم کم لطفی کنند... آقای منطق عزیز شما که مهارت بالایی دارید و سالها تجربه و دستان قوی، بهتر درک خواهید کرد باور بفرمایید که این چنین نوشتن (یا به زعم شما حتی این چنین بد نوشتن) با خودکار چندان هم آسوده نیست با اضافه کردن این نکته که در صفحات دیگر هم ذکر کردم و آن اینست که برای تشخیص ژانر کارها بهتره این کارها رو با خوشنویسی و موسیقی و یا شعر بداهه مقایسه و هم سنگ کنید... شما در هنگام دیدن یک تابلوی نقاشی-خط چه چیز را در آن تحسین می کنید؟ تکنیک و نوع اجرا و مهارت یا ایده؟ مضمون متنی که نوشته شده یا مهارت در اجرا ؟ رنگ ها یا نوع رنگ آمیزی ؟ آیا آنجا هم تفسیر می کنید که معنای این رنگ چیست یا هنگام شنیدن موسیقی سعی می کنید نت ها را در ذهنتان تفکیک کنید و آهنگساز را تایید یا بازخواست کنید ؟ چرا از این دید نگاه نمی کنید که ایجاد چنین خط خطی هایی مهارت و دقتی می خواهد که به هر حال شایسته توجه است ... آقای منطق اگر شما و دوستان از دیدن این کارها هیچ احساس نویی و تازگی و هیچ دریافت حسی و ذوقی ندارید من بسیار متعجب خواهم شد اما به همه حق می دهم... دوباره ذکر می کنم که این کارها نه پوستر و نه تصویرسازی و نه به قول آقایان تایپوگرافی و از همه مهم تر اتود هم نیست به هیچ عنوان قصد اجرای مجدد یا دوباره کارها با مثلا رایانه و... نیست در نتیجه اصلا و اساسا قرار نیست که فرمی جدید و یا ایده ای نو شکل بگیرد مهم این است که متن مورد نظر با تمام محدودیت ها و امکانات خودکار در جای خود و با توجه به نوع چینش حروف خاص این خط سامان بگیرد و چشم نوازی (که اگر داشته باشد) در نوع و احیانا مهارت در اجراست و دیگر این که شما هم اگر از این اتودها دارید ما که حرفی نداریم شما هم کارهایتان را نشان ما بدهید... ما نه معروف هستیم و نه فعلا فوت کرده ایم اما مطمئن باشید در همین زمانه هم هستند کسانی که خسته شده اند از تکرارها و می خواهند چیز نویی (ولو به نظر شما تفننی) ببینند... راستی هنگامی که نقاش تفننی نقاشی می کشد باید پرتره اش را به آتش کشید؟ اصلا اینها را به حساب نوعی پاپ آرت ایرانی بدانید... خوبست؟ بسیار تشکر
ایده ی نو! پاپ آرت ایرانی! خسته شدن از کار تکراری! شما که نه میخواهید کارتان معنی داشته باشه نه فرم داشته باشه زیبایی هم که ندارد. خط معلی استاد عجمی رو با خط درهم بر هم و بی اصول خودتان مقایسه نکنید استاد عجمی خط رو آفریده با کمال زیبایی (چه به این کارهای بی اصول بی پایه بدون هیچ قوت و ضعف خطی) خط معلا به خاطر قوت و ضعف خطیش و به خاطر خلاق بودنش خط معلی شد شما سعی کنید کارهای خودتان را با استادان برجسته مقایسه نکنید. گرافیک و خلاقیت رااز استادان برجسته ایرانی خودمون یاد بگیرید: استاد ممیز ، استاد قباد شیوا ، استاد سعیدی ، استاد عابدینی ، استاد حقیقی ، استاد صیفوری ، استاد ادیبی و هزارن استاد دیگر یاد بگیر.
شما که اینقدر خلاق هستید بروید با فکر خودتان یه فونت بیافرینید نه با فونت های استاد عابدینی یا با فونت های استاد عجمی.
باتشکر
سلام مجدد...
دوست عزیزم آقای سیاوش . سوال کردید که من در برخورد با یک نقاشی چگونه آن را بررسی میکنم . این نقطه خوبی برای شروع صحبت من است . بنده در برخورد با یک نقاشی یا به طور کلی یک تصویر به معنای عام، ابتدا سعی میکنم ببینیم از این تصویر خوشم می آید یا خیر .و در مرحله دوم از خودم سوال میکنم به چه دلیل از آن کار خوشم می آید و یا بالعکس . و معمولا از ابتدا متوجه ترکیب و سعی آفریننده در ایجاد سازمان خاص آن تصویر می گردم واز اینجاست که به حساسیتهای بصری که آفریننده با استفاده از آنها به خلق تصویر رسیدهو یا نرسیده است ، می رسم . اتفاقا بنده بسیار به موزیکالیته تصویر معتقدم . بنده معتقدم بیان و ظرف بیان، معمولا یا در جهت هماهنگی با یکدیگر پیش می روند و یا در جهت متضاد هم و به عمد .
در این کارها حساسیتهای بافتی شما را فارغ از کل اثر دوست دارم و متنوع می بینم ، ولی کنکاشی در جهت ایجاد تنوع فرمی در آن احساس نمی کنم . و فارغ از معنای نوشته ها ،نمیتوانم حساسیتهای شما را به عنوان خالق اثر در جهت تنوع فرم کشف کنم . بیشتر احساس میکنم که ساخت این بافتها برای شما خوش آیند است و من هم به دلیل نقاش بودن همین حس را بسیار تجربه کرده ام . چیزی که مانع ارتباط گیری در این آثار با دیگران می کردد این است که چون خط در بین است، بیننده ناخودآگاه به دنبال ارتباط مضمون با شیوه اجرایی می گردد . حال فرق نقاشی و گرافیک را از نظر خودم میگویم . به نظر بنده حقیر، در گرافیک همیشه پای مخاطب و جنس تفکر آن در میان است. در نتیجه تمامی تلاشهای یک گرافیک دیزانر برای اقناع و جلب توجه مخاطب مشخص است . در صورتی که در یک اثر نقاشی نقاش مخاطب خاصی را در نظر ندارد و تنها در پی ایجاد ظرف و مظروفی جدید و شخصی است و فرض را بر این می گیرد که مخاطب اثر، خود اثر را پیدا کرده و تاثیر را با فیلتر ذهنی خود می پذیرد . نقد من به کار های شما از آنجا شروع می شود که شما مدیای خط را بستر کار خود قرار داده اید و در نتیجه پیامی را منتقل می کنید . و وقتی تعداد زیادی از کارهایتان را به نمایش می گذارید بیننده به دنبال روند آزمون و خطای شماست .ولی این آزمون وخطا را درک نمی کند، زیرا روندی را در آنها حس نمیکند . و در نهایت از نظر من هر تصویر فارغ از اینکه نقاشی است یا عکس و یا گرافیک باید دارای سازمانی از هارمونی ها و یا عدم هارمونی ها باشد . همانطور که یک موسیقی مثلا آلترناتیو با شکستن قاعده های زیبایی شناسی ، ایجاد نوع جدیدی از ریتم های لنگ و خوشایند یا نا خوشایند میکند .
بنده این کنکاش شما برای آزادی و راحتی را درک میکنم ولی چیزی که متوجهش نمی شوم این است که آیا این آزادی ،شما را به نوعی از زیبایی شناسی میرساند یا خیر ؟
من به عنوان بیننده نتوانستم حساسیتهای شخصی شما را کشف کنم و شخصا ایراد را در کار کرد نامناسب تصویر و شیوه اجرای آن می بینم . در نهایت تمام این نوشته ها نظر من است که ممکن است شما را به فکر بیندازد و یا نه . ولی مهم این است که شما تلاش میکنید، پس خسته نباشید .
سلام به آقای منطق عزیز - تشکر از مباحث جالب شما به هر حال من متوجه نشدم که شما اساسا خلق نوع خاصی از هندرایتینگ رو پذیرفتید یا نه؟ به هر حال توجه شما رو جلب می کنم به کارهای دیگر من در این زمینه که اصلا به قول شما خط خطی ندارند و تنها نوشتار هستند (اگر موضوع نظر شما هاشورها هستند) بنابراین در نگاه اول من به دنبال خط نوشتاری نویی بودم و بعدتر هاشورها اضافه شدند... باز هم ممنون دوست عزیز ایرج مهدی خانی - احتمالا شما نیاز دارید که سری به سایت من بزنید در صفحه فونت ها شما می توانید 31 فونت طراحی شده من رو ببینید که به زودی تعداد بیشتری هم طراحی و اضافه خواهد شد - این که شما نمی خواهید و یا نمی توانید به غیر از هزاران! اساتید موجود چیز دیگری را ببینید مشکل من نیست... در مرود تایپ فیس و نه فونت آقای عابدینی هم در مقاله ای توضیح دادم و اگر می خواستم از آن استفاده کنم می کردم نیازی به اذن شما نیست...
خانم ها آقایان حذفی در کار نیست... هر کس هر چه بخواهد می نویسد و در مقابل من هم هر چه بخواهم می نویسم... ممنون